نقدی بر سریال خداحافظ بچه

سلام عزیزان.خیلی خوشحالم که امروز میتونم با یک پست جدید در خدمتتون باشم.در پست قبلی قول دادم که در مورد سریال خداحافظ بچه صحبت کنم و امروز به قولم عمل کردم.اول از همه با یک شعر زیبا شروع میکنم.امیدوارم لذت ببرین:

ای چراغ هر بهانه

از تو روشن از تو روشن

ای که حرفای قشنگت

منو آشتی داده بامن

منو گنجشکای خونه

دیدنت عادتمونه

به هوای دیدن تو

پر میگیریم از تو لونه

باز میای که مثل هر روز

برامون دونه بپاشی

منو گنجشکا میمیریم

تو اگه خونه نباشی

همیشه اسم تو بوده

اول و آخر حرفام

بس که اسم تو رو خوندم

بوی تو داره نفسهام

عطر حرفای قشنگت

قد یک صحرا شقایق

تو همون شرمی که از اون

سرخه گونه های عاشق

شعر من رنگ چشاته

رنگ پاک بی ریایی

بهترین رنگی که دیدم

رنگ زرد کهربایئ

من و گنجشکای خونه

دیدنت عادتمونه

به هوای دیدن تو

پر میگیریم از تو لونه

...

نقد سریال"خداحافظ بچه":

در اینکه در ماه رمضان محتوای سریال ها باید معنوی باشد و متناسب با حال و هوای روزهای این ماه مبارک هیچ تردیدی نیست و حتی لازم است که برنامه سازان در رسانه ی ملی سعی کنند با تولیدات خود هر چه بیشتر مخاطبین را با موضوعات دینی و مذهبی آشنا کنند.اما مشکل درست همین جا شروع میشود که اکثر سریال هایی که در ماه مبارک رمضان به نمایش در می آید هدف درست و نیت خیر دارنداما متاسفانه به علت بیان غلط و اشتباه کم اثر و گاهی بی اثر هستند و حتی در مواردی نتیجه ی معکوس دارند.برای مثال سریال خداحافظ بچه که از ابتدای ماه مبارک رمضان از شبکه سه پخش شد و توانسته نسبت به سریال های این ماه مخاطبین بیشتری را جذب کنددقیقا مصداق همان مطلب فوق است سریالی با موضوعی به روز و هدفی درست اما بیانی اشتباه.

این سریال با موضوع نازایی که شاید مشکل خیلی از زوجهای جوان باشد به زن و شوهر جوانی می پردازد که مشکل نازایی دارند و تلاش میکنند به هر نحوی صاحب بچه شوند.

در یکی از قسمت های این سریال پس ار آن که زن و شوهر به هر دری میزنند تا صاحب بچه شوند و نتیجه نمیگیرند زن به امامزاده میرود و با اشک و آه از خدا میخواهد که بچه دار شود و دقیقا در همین لحظه صدای بچه ای که سر راه مانده را میشنود و نامه ای را همراه بچه می بیند که در آن از کسی که بچه را پیدا کرده میخواهد او را به فرزندی قبول کند.

 

صد البته که خداوند قادر و  تواناست و هر غیر ممکنی را ممکن میسازد ولی باید توجه داشت نشان دادن معجزات خداوند با این روش ساده و کاریکاتورگونه نه تنها تاثیر روی مخاطب نخواهد داشت بلکه شاید نتیجه معکوس داشته باشد.چه خوب که مستجاب شدن دعای زن برای داشتن فرزند به شکلی بهتر و به ایده ای خلاقانه تر در بطن داستان به نمایش در می آمد نه این چنین گل درشت و با ایده ای پیش پا افتاده و تا حد زیادی شعاری.

طرح مفاهیم دینی در ماه رمضان در سریال های تلویزیونی رسم بسیار خوب و پسندیده ای است اما به شرط آنکه این مفاهیم به شکلی هوشمندانه و ظریف و نه شعاری به مخاطب عرضه شود تا ضمن جذاب بودن بر روی مخاطب هم اثرگذار باشد.

این مجموعه با هوشیاری بچه دار نشدن را قصه اصلی خود قرار میدهد اما حرف اصلی قصه نمیشود بلکه سخن اصلی آن نقد شرایط اجتماعی و نشان دادن معضلات بود.

در سریال"خداحافظ بچه"جرقه هایی وجود دارد که معلوم است به آن فکر شده اما این شتاب زدگی در بعضی موارد این جرقه را عقیم می گذارد که واقعا حیف است;وقتی سریالی با نگاهی خوب کاری را شروع میکند قربانی شرایط و نحوه ساخت شود.

/ 9 نظر / 25 بازدید
نیما

سلام دوست عزيز وبلاگ بسيارخوبي داري من ازوبلاگ شما خوشم اومد دوست عزيز من وبلاگي دارم که بادوستان وبلاگ نويس تبادل لينک مي کنم اگه شما موافقي من رو لينک کن به عنوان موزيک دانلود وبعدا خبرم کن تا باچه عنواني بلينکمت. حتما به ماسربزن بايک نظر.[گل]

دوستداران مژده

سلام.ممنون از نقدت درباره این سریال.بله کاملا درست گفته بودی موافقم[گل]

رها

سلام. دستت درد نکنه. مطلب جالبی بود. میشه بگی این نقد رو کی نوشته؟

وبلاگ مهدی پاکدل

سلام[گل] ممنون از نقدی که نوشتی،من این سریال رو از بقیه بیشتر دوست داشتم و به نظرم خیلی هم خوب تموم شد نه مثل بعضی از سریالها به زور یه پایان براشون در نظر گرفته شده بود.پایانش رو خیلی دوست داشتم.اون صحنه ای که میگی تا دعا کرد برآورده شد و این گل درشت بود رو من زیاد باهاش موافق نیستم بالاخره سریال های ماه رمضون باید حتی شده بارقه هایی از امید رو داشته باشه.البته با این موافقم که اگه وقت بیشتری داشتن حتما کار بهتری میشد چون خود کارگردان هم به این مسئله اشاره داشتند.اینکه زیاد نمیشد انتهای داستان رو حدس زد یا اینکه قراره چه اتفاقی تو قسمتهای بعد بیفته نشون میده که روی کار فکر شده بود.در کل کار رو دوست داشتم[قلب] نقد خیلی خوبی بود،ممنون[گل]

محمدحسین

سلام دوسته خوبم ممنونم اومدی وبلاگت خیلی زیباست.بازم بیا خوشحال میشم.[گل]

حدیث

ممنون.جالب بود[گل]

محمدحسین

به نام خدایی که نمی دانم کیست ولی باورش دارم مرا به دیدارت مانوس نکن صدایم بزن تا حنجره های خالی دل به ابشار نور امید روشن شوند چرا که وقت تنگ است برای یک دم عاشق شدن وقتی تو بیایی باز هم دلم تو را می خواهد تا انتهای راه با من بمان

پرنیان

ممنون وبلاگ شما هم قشنگه.من شما رو لینک کردم.شما هم وب من رو باعنوان وبلاگم لینک بفرمایید.در ضمن حتما معرفی وبلاگم رو هم بخونین.[گل]