اعتماد

 

 

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا            چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک                نقاش ازل بهر چه آراست مرا

 

 

رسیده ام به حس برگی که می داند

باد از هر طرف که بیاید

سر انجامش افتادن است...

 

می خواهم بگویم 

صعود

با سقوطم

هیچ فرقی ندارد

وقتی طنابم پوسیده است

 

می خواهم بگویم که درد است

وقتی من عاشقانه می نویسم

دیگران یاد عشقشان می افتند

اما تو

نمی دانم

به نوای کدام لالایی 

وجدانت را خوابانده ای

که اینچنین بی خیالی...

.....

 

چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

این حس رو بهت دارم...

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

به خدا قسم مثل قطره های باران پاکه...

 

پی نوشت:

1.روز 14 مرداد تولد یک دوست مهربون و دوست داشتنی بود.تولد یکی از ترانه سراهای محبوب کشورمون ، سرکار خانم ترانه مکرم عزیز.ترانه سرایی که به قول یکی از خواننده های خوبمون اونی رو مینویسه که قلم قلبش میگه.

خانم مکرم یکی از متواضع ترین ترانه سراهای ما هستند.

به عنوان کسی که با ترانه های ایشان خاطرات بسیاری دارم وظیفه خودم دیدم تا به این صورت دوباره به خانم مکرم عزیز تولدشون رو تبریک بگم.امیدوارم که سالیان سال زنده باشن و باز هم شاهد شنیدن ترانه های زیباشون باشیم.

 

و خداوند امردادی ها را آفرید ...

تا به همه نشان دهد بهترین خلقتش چگونه است...  ( پرچم مردادی ها بالاست )نیشخند

جدیدترین شاهکار ترانه مکرم:

"من شدیدا آرزومه تا ابد تو رو ببینم

تو چشات ستاره داری منم عاشق همینم

تو شدیدا پیش رومی حتی تو خواب و رویا

تا به تو فکر می کنم عطر تو می پیچه اینجا"

 

 

2.بزودی 3 آلبوم جدید روانه بازار موسقی کشور خواهد شد که پیشنهاد میکنم حتمن این آلبوم ها را خریداری کنید

1:آلبوم "لعنت به من" ( مازیار فلاحی )

2:آلبوم "اکسیژن" (بابک جهانبخش) ، ( با یک ترانه ی زیبا از ترانه مکرم عزیز )

3:آلبوم "امپراطور: ( مهدی یراحی ) ، ( با حضور ترانه سراهای بنام موسیقی ایران )

به هیچ وجه این سه آلبوم زیبا را از دست ندید

 

3.شنیدین میگن اونی که میخنده

هزار تا درد داره

ولی اونی که گریه میکنه

یک درد داره؟

 

ولی من میگم 

اونی که گریه میکنه

به هزار تا از درداش خندیده

و جلوی یکیشون بد جوری کم آورده .........

 

4.نه آن باش که از تو سیر شوند

نه آن باش که بر تو سیر شوند

 

5.انشاالله در پست آینده گزارش کاملی را در مورد برگزاری جشن نفس در همینجا می نویسم.پس تا اون موقع از پست جدید خبری نیست...

 

6.خدایا نمیگم دستم را بگیر

سالهاست گرفته ای

مبادا رها کنی....

 

7.و این است پرسپولیس زلزله....

 

 

داستانک:

مرد جوانی ، از دانشگاه فارغ التحصیل شد.ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یک نماشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود.مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد.او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد.بالاخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم.سپس یک جعبه به او داد.پسر ، کنجکاو ولی نا امید ، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا ، که روی آن نام او طلاکوب شده بود ، یافت.با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری ، یک انجیل به من می دهی؟کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

 

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد.خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده.یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتمن خیلی پیر شده  و باید سری به او بزند.از روز فارق التحصیلی دیگر او را ندیده بود.اما قبل از اینکه اقدامی بکند ، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است.بنابراین لازم بود فورا خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید.هنگامی که به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد.اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی کرد و در آنجا ، همان انجیل قدیمی را باز یافت.در حالیکه اشم می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد.در کنار آن ، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت.روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود:تمام مبلغ پرداخت شده است.

 

همین خوبه که عطر تو هنوز میپیچه تو دنیام

همین خوبه که تو هستی ، تو این لحظه که من تنهام

<<ترانه مکرم>>

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

سلام دوست من عید فطر مبارک و نماز روزه هات قبول [گل] مطالبت جالب بود. موفق باشی [گل]

مریم

سلام حمیدرضا من نظر گذاشته بودم ولی تایید نشده چرااااااااا؟؟ حالا میخواستم بگم که پستتو کامل خوندم خیلی قشنگ بود واینکه اگه میشه عکسای جشن نفس رو هم بزاری یا ادرس عکسارو که تو وبلاگی هست بهم بدی ممنون میشم به منم سر بزن اقای کم پیدا

داستان خیلی زیبایی بود

الهام

سلام یه سوال دارم وبلاگ شما چه ربطی به وبلاگ خانم شریف داره؟

ترکان

حمید رضا جان تمام مطلبت مثل همیشه عالی بودن من از همش لذت بردم.ببخشید که دیر اومدم این روزا یه خورده درگیرم

برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] انسان های خوب همچو انعکاس ماه در زلال برکه اند لمس شدنی نیستند ولی زیبایی بخش ظلمت شبند. [گل]

HADIS

وبلاگتون خیلی خوبه.مطالبتون عالیه.موفق باشید.[گل]

راضيه طرفدار حامدبهداد

سلام وب زيبايي داري... راستي خبر بدو شنيدي؟!!!!!!!!!!!!![ناراحت][گریه] حتما يه سري به وبم بزن....[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

راضيه طرفدار حامدبهداد

سلام وب زيبايي داري... راستي خبر بدو شنيدي؟!!!!!!!!!!!!![ناراحت][گریه] حتما يه سري به وبم بزن....[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org